X
تبلیغات
برای محصیلین اقتصاد - احصائيه

1-1 علم احصائيه :

ازنظر شما مفهوم احصائيه چيست؟ آيا اين اصطلاح ميزان مهارت درچوگان زني ،سرشماري گالوپ ، ارقام بيکاري يا تحريفات عددي حقايق (که در احصائيه واقع ميشود) را در ذهن ميرساند يا بطور ساده يک مکلفيت پوهنتوني( يک مضمون) است که شما بايد آنرا پوره نمائيد؟ ما اميدواريم شما را متقاعد سازيم که احصائيه يک علم هدفمند ومفيد است که حوزه وسيع استفاده ازآن درتجارت ،دولت و همچنان کاربرد آن در علوم طبيعي واجتماعي تقريباً نامحدود ميباشد. ما همچنان ميخواهيم نشان دهيم تنها درصورتيکه ارقام احصائيه وي بطور غلط بکاربرده شودميتواند نتيجه کاذب داشته باشد.بالاخره ،ما اميدواريم نقش کليدي را که احصائيه درتفکر بحراني ومنتقدانه – چه درصنف ،سر وظيفه وچه درزندگي روزمره بازي مينمايد اثبات نمائيم.مقصد ما اين است تا شما را با اين احساس  ترک نمائيم ،وقتيرا که شما براي مطالعه اين مضمون صرف مينمائيد ارزش آن از بسياري جهات تلافي ميشود.

    فرهنگ Random House College   احصائيه را به عنوان "علميکه با جمعاوري ، طبقه بندي ،تحليل وتفسير معلومات يا ارقام سر و کاردارد "تعريف مينمايد.به اينترتيب ، يک احصائيه دان کسي نيست که تنها درصد مؤفقيت در بازي هاي بسبال را سنجش مينمايد ويا نتايج سرشماري گالوپ را جدول بندي مينمايد .احصائيه دانان حرفوي درعلم احصائيه آموزش ديده اند .يعني آنها درجمعاوري معلومات عددي به صورت داده ها(داتا) ،ارزيابي آن ،ونتيجه گيري ازآنها آموزش ميبينند.گذشته ازآن احصائيه دانان تعيين مينمايند که کدام معلومات به يک مسئله داده شده مربوط است واينکه چقدربه نتايجيکه از يک مطالعه وبررسي بدست ميا يد اطمينان شده ميتواند.

 

    تعريف 1.1 احصائيه عبارت از علم ارقام ميباشد . اين علم جمعاوري ،طبقه بندي ،تلخيص ،تنظيم ،تحليل وتفسير معلومات عددي را دربر ميگيرد.

    دربخش بعدي شما چندين مثال عملي احصائيه رادر زندگي واقعي دردستگاه دولت وتجارت که موضوعات تصميمگيري ونتيجه گيري را احتوا ميکند خواهيد ديد.

1-2.موارد استفاده ازعلم احصائيه درتجارت:

براي اکثرمردم احصائيه به مفهوم" تشريحات عددي" ميباشد.ارقام ماهانه بيکاران،نرخ ورشکستگي يک تشبث جديد وتناسب مديران اجرائي اناث دريک صنعت خاص همه نمايانگر توضيحات احصائيه وي  ست هاي بزرگ ارقام است که روي تعدادي پديده ها جمعآوري گرديده است.اکثراً ارقام از ست هاي بزرگتر ارقام که ما ميخواهيم مشخصات آنهارا تخمين نمائيم انتخاب ميگردد. مااين پروسه انتخاب را نمونه گيري ميناميم.بطور مثال شما، ميخواهيد سنين يک نمونه از مشتريان يک فروشگاه ويديو را براي تخمين اوسط عمرتمام مشتريان آن فروشگاه جمعآوري نمائيد . سپس شما ميتوانيد ازاين تخمين براي هدفمند ساختن اشتهارات فروشگاه براي گروپ سني مناسب استفاده نمائيد.ملاحظه نمائيد که احصائيه دو پروسه متفاوت را شامل ميشود:) 1 ) تشريح ستهاي ارقام و (2 ) نتيجه گيري (تخمين نمودن ،تصميم گرفتن ،پيشبيني کردن وغيره)در مورد ست داده ها (ارقام )برپايه نمونه گيري.لذا کاربرد احصائيه ميتواند به دو بخش عمده و وسيع تقسيم شود ؛احصائيه تشريحي واحصائيه استنباطي .

 

    تعريف1-2 :احصائيه تشريحي ميتود هاي عددي وگرافيکي را به منظور جستجوي الگوهاي (مناسب) دريک ست اعداد و ارائه معلومات به شکل مناسب مورد استفاده قرار ميدهد.    

 

    تعريف1-3 :

احصائيه استنباطي ارقام نمونه وي را به منظور انجام تخمينات ، اتخاذ تصاميم،پيشبيني ها وديگر نتيجه گيري هاي کلي به ارتباط يک ست بزرگتر ارقام مورد استفاده قرار ميدهد.

    هرچند ما درفصل هاي بعدي هردو احصائيه تشريحي واستنباطي را مورد بحث قرارخواهيم داد،ولي قسمت اصلي اين مضمون را احصائيه استنباطي تشکيل ميدهد.

    موضوع را با آزمايش يک تعداد مطالعات تجارتي که موارد استفاده از احصائيه را ترسيم مينمايد آغاز ميکنيم.

    قضيه1 :سهم بازار ايالات متحده براي کريدت کارت:(گزارش نيلسن Nilson ,oct.8.1998  )   گزارش نيلسن ارقاميرا روي تمام خريداري هاي کريدت يا ديبت کارت درايالات متحده امريکا درطي شش ماه اول سال 1998  جمعآوري نمود. مبلغ هريک ازخريداري ها برپايه نوع کارت بکاربرده شده ثبت وطبقه بندي گرديد.نتايج درگرافيک فشرده و پيوسته نشان داده شده است (شکل 1 .1 ). در گراف شما طور واضح ديده ميتوانيد که نيمي از خريداريها با ويزا کارت( Visa Card  ) ويک چهارم آن باماستر کارت انجام شده است.چون شکل 1 . 1 نوعيت کارت بکار برده شده درتمام خريداريهاي کريدت کارت براي نيمه اول سال 1998 راواضح ميسازد گرافيک مذکور يک نمونه از احصائيه تشريحي است.  

 


 

 

قضيه 2 :" تابلوي ثبت امتيازات مديران اجرايي "Business Week,Apr.19,1999) )

چه مبلغ براي مديران اجرايي (هيئت رئيسه ) شرکت ها در ايالات متحده پرداخت ميگردد؟ وآيا آنها مستحق آن هستند ؟ جهت ارائه پاسخ به اين سئوالات مجله بزنس ويک همه ساله" تابلوي ثبت امتيازات مديران اجرائي " رابراساس سروي هيئت رئيسه هاي شرکتهاي هاي معتبر که تعداد آنها در مجله "بزنس ويک"1000 ثبت گرديده است،از منابع مختلف جمعاوري وترتيب مينمايد.   اوسط پرداخت مجموعي براي هيئت رئيسه هاي 365 کمپني نمونه گيري شده در تابلوي امتيازات سال (1998) 6.10 مليون بوده که يک افزايش36 فيصدرا درطي سال قبل نشان ميدهد.

    براي تعيين اينکه کدام مديران اجرائي مستحق حقوق شان هستند بزنس ويک همچنان نسبت بازدهي مجموعي سهمداران را (سنجش شده به ارزش دالري يک صد دالرسرمايه گذاري که سه سا ل قبل دريک شرکت صورت گرفته است ) برحقوق  مجموعي مديران اجرائي (به هزار دالر) طي عين دوره سه ساله به ثبت ميرساند.

مثلاً: يک صد دالر سرمايه گذاري در سال 1995 در شرکت والت - ديزني[1] در پايان سال 1998 به 156 دالر بالغ ميشد. هرگاه اين بازدهي سهم گيرنده (156دالر) بر حقوق مجموعي ميخائيل اسنينز طي سال هاي 1996-1998 که به 594.9 مليون دالر ميرسد تقسيم گردد، نتيجه فقط يک نسبت بازدهي 0.0003، پايين ترين نسبت در ميان تمام هيئت رئيسه ها در اين سروي ميباشد.

تحليل ست ارقام نمونه وي واضح ميسازد که هيئت رئيسه ها در صنايع با تکنالوژي صنعتي بالا از بلندترين نسبت بازدهي وسطي بر پايه حقوق دريافتي 0.046 برخوردار ميباشند. درحاليکه هيئت رئيسه ها در سکتور ترانسپورت پايين ترين نسبت وسطي بازدهي 0.015 را دارا ميباشند. (جدول1.1).

با داشتن اين اطلاعات بزنس ويک ممکن است استنتاج نموده باشد که از نگاه سهمداران هيئت رئيسه ها در سکتور ترانسپورت نسبت به هيئت رئيسه ها در صنايع داراي تکنالوژي صنعتي بالا حقوق اضافي دريافت داشته اند. بنا برآن اين بررسي يک نمونه  از احصائيه استنباطي است.

قضيه 3: شاخص قيم اجناس مصرفي (وزارت کار ايالات متحده):يکي از ست هاي ارقاميکه مورد علاقه تقريباً همه امريکاييان ميباشد عبارت از مجموعه قيمت هاي است که بابت اشيا و خدمات در اقتصاد اين کشور هزينه ميگردد.

حرکت تصاعدي عمومي درين ست قيم به عنوان انفلاسيون و حرکت نزولي اين ست قيم به عنوان ديفلاسيون تلقي ميگردد.

به منظور تخمين تغير قيمت ها با گذشت زمان، دفتر آمار قواي کار وزارت کار ايالات متحده شاخص قيم اجناس مصرفي را بوجود آورده است. اداره آمار کار در هرماه  ارقام مربوط به قيم مجموعه مشخص اشيا و خدمات (بنام سبد مارکت) را از 85 ناحيه شهري در سرتاسر کشور جمعآوري مينمايد. براي محاسبه و دريافت شاخص قيمت مصرف کننده از روي اين قيمت هاي نمونه وي و ديگر اطلاعات مربوط به رفتار مصرف کننده , از روش هاي احصائيه وي استفاده به عمل ميآيد. با مقايسه سطح شاخص قيمت اجناس مصرفي در مقاطع مختلف زماني، تخمين (استنباط) نرخ انفلاسيون در طي يک فاصله زماني مشخص و مقايسه قدرت خريد يک دالر در مراحل مختلف زمان ممکن ميگردد.

يک مورد مهم استفاده از شاخص قيم اجناس مصرفي کاربرد آن به عنوان معيار انفلاسيون و بحيث تشخيص دهنده موفقيت و يا عدم موفقيت سياست هاي اقتصادي دولت مي باشد. استفاده ثانوي شاخص قيمت اجناس مصرفي کار برد آن در تعيين و تنظيم پرداخت هاي درآمدي است. مليون ها کارگر در پيمان  هاي دسته جمعي داراي شرايطي ميباشند که اين شرايط افزايش نرخ مزد ها را بر پايه افزايش شاخص قيمت اجنا س مصرفي مطالبه مينمايد. بر علاوه درآمد هاي مزاياي تامين اجتماعي و متقاعدين خدمات مدني و نظامي فدرال وابسته به شاخص قيمت اجناس مصرفي ميباشند. تخمين گرديده است که يک فيصد افزايش در شاخص قيم اجناس مصرفي ميتواند موجب افزايش بيشتر از يک بليون در پرداخت هاي درآمدي گردد.

بناءً گفته شده مي تواند که معيشت مليون ها امريکايي تا اندازه زيادي وابسته به رفتار تشخيص دهنده احصائيه وي، يعني شاخص قيم اجناس مصرفي است.

مانند قضيه دوم اين بررسي و مطالعه نيز يک نمونه از احصائيه استنباطي بشمار مي آيد. ارقام مربوط به قيم سبد بازار که از روي يک نمونه از نواحي شهري بدست مي آيد (و براي سنجش شاخص قيمت مصرف کننده بکار ميرود) جهت استنباط نرخ انفلاسيون و افزايش نرخ دستمزد مورد استفاده قرار ميگيرد.

اين نوع مطالعات, سه مثال از کاربرد احصائيه را در ساحات مختلف زندگي  واقعي درسکتور هاي تجارت، اقتصاد و دولت ارائه مينمايد.  ملاحظه نماييد که هرکدام از مطالعات فوق خواه به منظور تشريح داده ها ( قضيه اول)  و خواه به مقصد استنباط راجع به داده ها (قضيه دوم و سوم) تحليل ارقام را شامل مي شود.

 

جدول 1. 1: سهم بازده وسطي پرداخت CEO توسط صنعت

 

صنايع

نسبت وسطي

فنون عالي صنعت

0.046

خدمات

0.046

ارتباطات مخابراتي

0.045

مفيديت ها

0.039

مالي

0.031

توليدات مصرف کننده

0.029

منابع

0.016

فنون پايين صنعت

0.015

حمل و نقل (ترانسپورت)

0.015

 

1-3. اجزاي اساسي علم احصائيه:

شناخت ميتود هاي احصائيه وي خاصتا براي مطالعه، تحليل و شناخت جامعه (کتله) ها مفيد ميباشد.

تعريف  1-4:يک جامعه (کتله)[2] عبارت از يک ست واحد ها است (اکثراً اشخاص، اشياء، معاملات يا واقعات) که ما علاقمند مطالعه و بررسي آن ميباشيم.

به عنوان مثال کتله (جامعه) ممکن است کتگوري هاي ذيل را شامل شود:

1. تمام کارگران استخدام شده در ايالات متحده

2. تمام راي دهنده گان راجستر شده در کاليفورنيا

3. تمام کساني که يک نوع خاص تليفون مبايل را خريداري کرده اند

4. تمام موتر هايي که در يک خط توليد مشخص در سال گذشته توليد شده اند

5. کل موجودي پرزه جات يدکي که جهت تسهيلات خطوط هوايي ايالات متحده نگهداري ميگردد

6. تمام فروشات يک رستورانت مکدونالد که از طريق عرضه غرفه مشتريان سواره[3] در طول يک سال معين انجام شده است.

7. مجموعه تمام حادثاتي که در مسير يک شاهراه معين در طول مدت رخصتي واقع مي شود.

ملاحظه نماييد که سه مثال اول جامعه ( 1-3) ست ها ( گروپ هاي) اشخاص ميباشند. دو مورد بعدي (4-5) ست هاي اشياء و مورد ششم يک ست معاملات و مورد آخري هفتم يک مجموعه حادثات ميباشد. همچنان ملاحظه نماييد که هر ست, تمام واحد هاي جامعه مورد نظر را شامل مي شود.

    در مطالعه يک جامعه (کتله)، ما روي يک يا بيشتر از يک مشخصه يا خاصيت واحدات آن جامعه متمرکز مي شويم. اين چنين مشخصات را متحول يا متغير ميناميم.

مثلاً: ممکن است ما علاقمند مطالعه متحول هاي ازفاکتورهاي سن، جنس، درآمد و يا تعداد سال هاي تحصيل اشخاصيکه در حال حاظر در ايالات متحده بيکار هستند باشيم.

 

تعريف 1-5:متحول (متغير) عبارت از مشخصه يا خاصيت يک واحد انفرادي يک جامعه ميباشد.

نام "متحول" از اين حقيقت  ناشي مي شود که هر مشخصه ي ويژه ممکن در ميان واحدات يک جامعه تغيير پيدا کند.

در مطالعه يک متحول مشخص اينکه قادر به دريافت يک تصوير عددي براي آن متحول باشيم سود مند ميباشد.

اکثراً نظر به اينکه وانمود هاي عددي به آساني قابل دسترسي نميباشند, لذا پروسه پيمايش  نقش تقويتي مهمي را در مطالعات احصائيوي بازي مينمايد. پيمايش پروسه ي است که ما از آن جهت تعيين اعداد براي واحد هاي انفرادي جامعه استفاده مينماييم.

مثلاً ما ممکن است رجحان يا سليقه مردم را نسبت به يک محصول غذايي از طريق اين پرسش که مصرف کننده لذت خويش را از آن غذا روي ميزان 10-1 درجه بندي نمايد، پيمايش کنيم، يا ممکن است ما سنين نيروي کار را از طريق اين پرسش ساده از هر کارگر که وي چند ساله مي باشد پيمايش نماييم.

در ديگر موارد پيمايش, استعمال و کاربرد ابزار هاي از قبيل زمان سنج، مقياس ها (آلات اندازه گيري) و قطر سنج (پرکار) را ايجاب مينمايد.

هرگاه جامعه که ما آرزو داريم مطالعه نماييم کوچک باشد، پيمايش يک متحول براي همه واحدات آن جامعه امکان پذير است. مثلا هرگاه شما معاشات آغاز به کار را براي همه کسانيکه به سويه ماستري در اداره تجارت در سال گذشته از پوهنتون ميشيگان فارغ شده اند، سنجش مينماييد. حد اقل امکان پذير است که معاشات همه را در يافت نماييد، هنگاميکه ما يک متحول را براي همه واحدات يک جامعه پيمايش مينماييم نتيجه آن سرشماري نفوس [4] ناميده مي شود. خاصتا، با وجوديکه جامعه مورد نظر در اکثر موارد بسيار بزرگ تر بوده که شايد هزار ها و يا حتي تعداد بينهايت واحدات را در بر گيرد.

نمونه هاي جامعه وسيع آنهاييرا که از تعريف 1-4 پيروي مينمايند، شامل ميشود. علاوه بر آن تمام فاکتور هاي توليد شده طي سال قبل بوسيله 500 شرکت تجارتي امريکايي که از نظر ميزان فروش در صدر قرار دارند, تمام خريداران بالقوه يک ماشين فکس جديد و يا تمام سهم داران يک تصدي که در بازار سهام نيويارک به ثبت رسيده است. براي اينگونه جوامع اجراي سرشماري بطور بازدارنده زمان بر و يا پرمصرف خواهد بود.

بديل مناسب اين خواهد بود تا يک ست فرعي (يا بخشي) از واحدات جامعه انتخاب و مورد مطالعه و بررسي قرار گيرد.

 

تعريف 1-6:يک نمونه (سمپل) عبارت از يک ست فرعي واحدات يک جامعه مي باشد.

به عنوان مثال فرض نماييد يک شرکت بخاطر خطاهاي که در فاکتور هاي فروش آن موجود است مورد حسابرسي قرار ميگيرد، به عوض آزمايش تمام 15472 فاکتور فروش که طي يک سال معين توسط کمپني مذکور اجرا شده است, يک حسابرس مي تواند فقط صد فاکتور را طور نمونه انتخاب نمايد. (شکل 1-2).

اگر وي علاقمند متحول (چگونگي خطا در فاکتور فروش) باشد وي چگونگي در خطا يا عدم خطاي هر فاکتور نمونه گيري شده را ثبت (پيمايش) خواهد کرد.

بعد از اينکه متحول هاي مورد نظر براي همه واحدات شامل سمپل (يا جامعه) اندازه گيري گردد. داده ها بوسيله ميتود هاي احصائيه تشريحي يا استنباطي مورد تحليل قرار ميگيرد. حسابرس (بطور مثال) ممکن است صرفاً علاقمند باشد تا نرخ خطا را در صد فاکتور نمونه گيري شده تشريح نمايد. به احتمال زياد هرچند، او خواهد خواست با استفاده از اطلاعات موجود در نمونه (سمپل) يک استنباط را در مورد جامعه تمام 15472 فاکتور فروش انجام دهد.

 

تعريف 1-7:يک استنباط احصائيه وي عبارت از تخمين يا پيشگويي يا ديگر نتيجه گيريهاي کلي در مورد يک جامعه بر مبناي اطلاعات موجود در يک نمونه مي باشد.

يعني ما اطلاعات موجود در يک نمونه را براي شناخت يک جامعه بزرگتر مورد استفاده قرار ميدهيم. به اين ترتيب حسابرس از روي صد فاکتور فروش نمونه؛ تعداد مجموعي فاکتور هاي فروش ناقص را در جامعه 15472 فاکتور فروش تخمين مي نمايد.

استنباط حسابرس در مورد کيفيت فاکتور هاي فروش تصدي ميتواند در تصميم گيري به ارتباط اصلاح اجراعات تصدي در قسمت صدور فاکتور فروش مورد استفاده قرار گيرد.


مثال 1-1

يک پرچون فروش عمده رنگ ساختمان از مشتريان خويش شکايات متعددي را به ارتباط قطي هاي رنگ که کاملا پٌر نميباشند دريافت داشته است. در نتيجه پرچون فروش شروع به بازرسي محموله هاي رنگ که از جانب ارسال کننده گان فرستاده مي شود، کرده است.

محموله ها با قطي هاي ناقص به ارسال کننده مسترد خواهند شد. محموله آخري 2440 قطي گلن سايز را احتوا مي کند. پرچون فروش 50 قطي را طور نمونه انتخاب کرده و هر قطي را روي يک ميزان که قادر است وزن اشياء را به چهار درجه مناسب اندازه نمايد وزن مي کند. قطي هاي که بطور مناسب پر گرديده اند 10 پوند وزن دارند.

الف: جامعه (کتله) را واضح سازيد.

ب: متحول مورد نظر را واضح سازيد.

ج: نمونه (سمپل) را واضح سازيد.

د: استنباط (استنتاج) را واضح سازيد.

 

حل:

الف: جامعه ست واحدات مورد نظر پرچون فروش ميباشد که عبارت است از محموله 2440 قطي رنگ ساختمان.

ب: وزن قطي هاي رنگ که پرچون فروش آرزومند ارزيابي آن مي باشد متحول است.

ج: نمونه (سمپل) ست فرعي جامعه ميباشد. در اين مثال 50 قطي رنگ که توسط پرچون فروش انتخاب گرديده است.

د: استنباط (استنتاج) مورد نظر نتيجه گيري کلي از اطلاعات موجود در اوزان نمونه قطي هاي رنگ براي جامعه(کتله) قطي هاي رنگ را شامل مي شود. بطور مشخص؛ پرچون فروش مي خواهد وسعت پرابلم ناقص بودن قطي ها را ( اگر موجود باشد) در کتله يا جامعه قطي هاي رنگ بداند. اين امر ميتواند از طريق دريافت وزن متوسط قطي ها در سمپل (نمونه) و استعمال آن براي تخمين وزن متوسط قطي ها در جامعه (کتله) انجام شود.

 

مثال 1-2:

(جنگ هاي کولا) اصطلاح معروفي است که بخاطر رقابت هاي شديد ميان کوکا کولا و پيپسي در مبارزات و بازار يابي  آنها نمايان ميگردد. ستاره هاي سينمايي و  تلويزيوني ، ويديو راک, پشتيباني قهرمانان ورزش و ادعاي رجحان مصرف کننده گان بر پايه تست طعم, مبين  مبارزات شان است.

فرض نماييد به عنوان بخشي از مبارزات بازاريابي پيپسي براي يک هزار مصرف کننده کولا تست طعم (با چشمان بسته) داده ميشود (بطور نمونه تست طعمي که در آن دو نام تجارتي بدل ميگردد) از هر يک از مصرف کننده کان خواسته مي شود تا برتري يکي از دو کالاي تجارتي A يا B را بيان نمايند.

 

الف: جامعه (کتله) را واضح سازيد.

ب: متحول مورد نظر را واضح سازيد.

ج: نمونه (سمپل) مورد نظر را واضح سازيد.

د: استنباط (استنتاج) را واضح سازيد.

 

حل:

الف: جامعه مورد نظر عبارت از مجموعه يا ست تمام مصرف کننده گان کولا ميباشد.

ب: مشخصه که پيپسي ميخواهد اندازه گيري نمايد رجحان مصرف کننده نسبت به کولا مي باشد؛ که تحت شرايط تست طعم چشم بسته روشن ميگردد. لذا متحول مورد نظر عبارت از رجحان مصرف کننده نسبت به کولا ميباشد.

ج: نمونه (سمپل) عبارت از 1000 نفر مصرف کننده کولا ميباشد، که از کل جامعه مصرف کننده گان کولا انتخاب گرديده اند.

د: استنباط (استنتاج) مورد نظر عبارت از نتيجه گيري کلي از رجحان 1000 مصرف کننده نمونه گيري شده نسبت به کولا براي تمام جامعه مصرف کننده گان کولا ميباشد. بطور مشخص رجحانات مصرف کننده گان شامل نمونه (سمپل) ميتواند براي تخمين فيصدي تمام مصرف کننده گان کولا که هر کدام از کالا هاي تجارتي (کولا يا پِپسي) را ترجيح ميدهند مورد استفاده قرار گيرد.

تعريفات و مثال هاي فوق الذکر از پنج عنصر مربوط به يک پرابلم احصائيه استنباطي  چهار عنصرآنرا معرفي مي نمايد. جامعه، يک يا بيشتر از يک متحول مورد نظر , نمونه (سمپل) و استنباط (استنتاج). ولي اجراي يک استنباط فقط بخشي از قضيه را تشکيل مي دهد. ما همچنان نياز داريم تا قابليت اعتبار آن را بدانيم يعني استنباط ما تا کدام اندازه درست است. تنها راهي که ما ميتوانيم مطمئن باشيم؛ استنباط ما در مورد جامعه درست است، اين است که تمام جامعه را شامل نمونه (سمپل) خويش سازيم. هرچند بخاطر محدوديت منابع (بطور نمونه ناکافي بودن وقت يا پول) ما اکثرا نميتوانيم با تمام جامعه کار نماييم، لذا ما استنباط خود را فقط بالاي قسمتي از جامعه (يک نمونه) پايه گذاري مينماييم. در نتيحه در هر فرصت ممکن، تعيين و گزارش قابليت اعتبار هر استنباطي که اتخاذ ميگردد، مهم مي باشد. بنابرآن قابليت اطمينان عنصر پنجمي از مسائل احصائيه استنباطي بشمار ميرود.

سنجش قابليت اعتبار که توام با يک استنتاج ميباشد، علم احصائيه را از فن فال بيني (غيب گويي) جدا مي سازد. يک کف شناس مانند يک احصائيه دان ممکن است يک نمونه (دست شما ) رامورد آزمايش قرار دهد و راجع به جامعه (زندگي شما) استنباط نمايد. با اين وجود که برخلاف استنباط احصائيه وي، استنباط کف شناس هيچ سنجش قابليت اعتبار و اطمينان را به همراه ندارد.

با در نظر داشت مثال 1-1 فرض نماييدما ميخواهيم تا وزن متوسط جامعه قطي هاي رنگ ساختمان را از روي وزن متوسط قطي هاي نمونه گيري شده تخمين نماييم. با استفاده از ميتود هاي احصائيه وي ما ميتوانيم يک حدي را براي تخمين خطا تعيين نماييم. اين حد بطور ساده يک عددي است که خطاي تخمين (تفاوت ميان وزن متوسط نمونه و وزن متوسط جامعه قطي ها) احتمال ندارد از آن تجاوز نمايد. در مباحث بعدي خواهيم ديد که اين حد عبارت از سنجش درجه ترديد در مورد استنباط ما است. قابليت اطمينان استنباط هاي احصائيه وي در سرتاسر اين مضمون مورد بحث قرار ميگيرد. در حال حاضر ما از شما فقط ميخواهيم بدانيد که استنباط، بدون سنجش قابليت اطمينان آن ناقص مي باشد.

 

تعريف1-8:سنجش قابليت اطمينان عبارت از اظهار نظر(معمولاً) به ارتباط درجه ترديدي مي باشد که با يک استنباط احصائيه وي همراه است.

بياييد اين سنجش را با خلاصه اي از عناصر مسائل مربوط به هر دو احصائيه تشريحي و احصائيه استنباطي و يک مثال براي توضيح سنجش قابليت اطمينان خاتمه بخشيم.

چهار عنصر مسائل مربوط به احصائيه تشريحي:

1.  جامعه يا نمونه مورد نظر.

2.  يک يا بيشتر از يک متحول (مشخصات واحدات شامل جامعه يا نمونه) که مورد بررسي قرار ميگيرد.

3.  جداول، گراف ها و يا ابزار هاي تلخيص اعداد.

4.  نتيجه گيري در مورد داده ها (Data) بر مبناي الگو هاي معين.

 

پنج عنصر مسائل مربوط به احصائيه استنباطي:

1.  جامعه مورد نظر.

2.  يک يا بيشتر از يک متحول (مشخصات واحدات شامل جامعه) که مورد بررسي قرار ميگيرند.

3.  نمونه (سمپل) از واحدات جامعه.

4.  استنباط راجع به جامعه بر مبناي اطلاعات موجود در نمونه (سمپل).

5.  سنجش درجه اطمينان براي استنباط.

 

مثال 1-3

به مثال 1-2 مراجعه نماييد که در آن رجحانات 1000 مصرف کننده نسبت به کولا در يک تست طعم مشخص گرديد.

توضيح دهيد که چگونه قابليت اطمينان يک استنباط مربوط به رجحانات تمام مصرف کننده گان کولا در قسمت بازار يابي پيپسي سنجش شده ميتواند.

 

حل: زمانيکه از رجحانات 1000 مصرف کننده کولا جهت تخمين رجحانات تمام مصرف کننده گان در اين ناحيه استفاده بعمل ميآيد، تخمين مذکور بصورت واقعي رجحانات جامعه را منعکس نمي سازد.

مثلاً: اگر تست طعم نشان مي دهد که از 1000 مصرف کننده 56فيصد پيپسي را انتخاب مينمايند، نميتوان نتيجه گرفت (محتمل نيست)که واقعا 56فيصد تمام کساني که کولا مينوشند در اين منطقه پيپسي را ترجيح بدهند، معهذا ما ميتوانيم استدلال منطقي احصائيه وي ( که بعداً درين مبحث ارائه خواهد شد) را بکار بريم تا اطمينان حاصل نماييم که روش نمونه گيري ما تخميناتي را بوجود خواهد آورد که ازين تخمينات ميان يک حد معيني از فيصدي حقيقي تمام مصرف کننده گان که پيپسي را ترجيح ميدهند قريب به يقين خواهد بود.

مثلاً: اينگونه استدلال ممکن ما را مطمئن سازد که تخمين رجحان مصرف کننده براي پيپسي از روي نمونه (سمپل) ميان 5فيصد رجحانات جامعه مصرف کننده گان کولا قريب به يقين مي باشد و آن به اين معني که رجحان حقيقي براي پيپسي ميان 51فيصد {مثلا (5-56)%} و 61فيصد {مثلا(5+56)%}است. اين انتروال (فاصله) اندازه قابليت اعتبار براي استنباط را نشان ميدهد.

1-4 عمليات (اختياري)

بخش هاي 1-2 و 1-3 روي استعمال و کاربرد ميتود هاي احصائيه وي جهت تحليل و شناخت راجع به جوامعي که ست هاي واحد هاي موجود ميباشند، متمرکز بود. ميتود هاي احصائيه وي براي تحليل و استنتاج در مورد عمليات نيز به عين شکل مفيد و سودمند مي باشد.

 

تعريف 1-9:عمليه (فرايند) عبارت از يک سلسله عملکرد ها و راه اندازيهايي است که عامل(Input) را به حاصل (Output) تبديل مينمايد. يک عمليه به مرور زمان حاصل (Output) را بوجود مي آورد.

واضح ترين عملياتيکه مورد توجه فعاليت هاي تجارتي قرار ميگيرد، عمليه توليد است. عمليه توليد يک سلسله فعاليت هاي را مورد استفاده قرارميدهد، که توسط افراد يا ماشين ها براي تبديل (عامل)موادخام و قطعات به محصول کار تمام (حاصل) انجام مي شود.

مثال هاي شامل عمليه توليد کاغذ که روي آن اين کلمات چاپ گرديده  است، عمليه خط مونتاژ موتر (اوتومبيل), عمليه تصفيه نفت و ...

شکل 1-3 يک توضيح کلي از عمليه، عامل و حاصل آنرا  ارائه مي نمايد.

در زمينه توليد, عمليه (پروسه تغيير شکل) ميتواند يک تصوير از سراسر عمليه توليد باشد و يا تصوير يکي از چندين پروسه توليد (بنام عمليه فرعي توليد) که در داخل يک عمليه سرتاسري توليد قرار دارد.

بدين ترتيب حاصل (Input) که نشان داده شده است مي تواند يک محصول کار تمام باشد که براي مشتري خارجي حمل مي گردد و يا صرفاً حاصل يکي از مراحل توليد يا يک عمليه فرعي پروسه سرتاسري توليد.

در مورد اخير حاصل مذکور براي عمليه فرعي بعدي عامل بشمار مي آيد.

بطور مثال شکل 1-3 ميتواند عمليه سراسري توليد موتر (اوتومبيل)را همراه حاصل آن که موتر کارتمام و آماده حمل براي فروشنده مي باشدارائه نمايد. يا مي تواند پروسه فرعي توليد شيشه  جلوي موتر را با حاصل آن که موتر هاي نيمکاره با شيشه هاي جلوي آماده براي حمل به عمليه فرعي بعدي در خط توليد اوتومبيل مي باشد، نشان دهد.

برعلاوه محصولات فيزيکي و خدمات شرکت هاي تجارتي و ديگر سازمان ها به مرور زمان، سلسله هاي اطلاعات عددي را نيز توليد مينمايند که بعداً از آن براي راه اندازي سازمان استفاده بعمل مي آيد که بطور نمونه مي توان از ارقام فروشات هفته وار، عوايد ربع وار و مفاد سالانه ياد آورد شد. اقتصاد ايالات متحده (يک سازمان پيچيده) ميتواند به عنوان توليد کننده سلسله هاي ارقام که محصول ناخالص داخلي؛ قيمت هاي سهام و شاخص قيمت اجناس مصرفي را احتوا مي کند، مد نظر گرفته شود. احصائيه دانان و ديگر تحليل گران اين سلسله ارقام که بوسيله عمليات بوجود آمده اند تفاهم منطقي را خلق مي نمايند.

با اين وجود در اصل سلسله هاي عملکرد ها و اجرائاتيکه موجب پيدايش اطلاعات مشخص ميشوند يا ناشناخته ميباشند يا آنقدر پيچيده (يا هردو) هستند که عمليات مربوط آن ها بحيث جعبه هاي سياه تلقي ميشود.

تعريف1-10:عمليه که کنش يا عملکرد آن ناشناخته  يا نامعين مي باشد بنام جعبه سياه ياد مي شود.

 پس وقتيکه يک عمليه منحيث جعبه سياه تلقي ميگردد حاصل آن نيز مشخص و معين نميباشد. کل تمرکز روي حاصل عمليه است. پروسه جعبه سياه در شکل 1-4 نشان داده شده است.

در مطالعه يک عمليه ما عموماً روي يک يا بيشتر از يک مشخصه حاصل (Output) متمرکز مي شويم.

مثلاً: ما ممکن است علاقمند وزن يا طول واحدات توليد شده يا حتي وقت لازم براي توليد هر واحد باشيم. مانند مشخصات واحدات جامعه, ما اين مشخصات را نيز متحول ميناميم. در مطالعه عملياتيکه حاصل (Output) آنها پيشاپيش فورم عددي را دارا ميباشد. (بطور نمونه سلسله اعداد) ماهيت يا مشخصه اي که بوسيله اعداد نشان داده ميشود. (مثلاً فروشات ، GDP, يا قيمت سهام) در اصل متحول مورد نظر مي باشد. اگر حاصل عددي نباشد ما از روش هاي اندازه گيري براي تعيين ارزش عددي متحول ها استفاده مي نماييم بطور مثال اگر در عمليه خط مونتاژ اوتومبيل وزن اوتومبيل کار تمام ، متحول مورد نظر باشد از يک روش اندازه گيري در بر گيرنده ميزان  وسيع براي تعيين ارزش عددي هر اوتومبيل استفاده خواهد شد.

همانطوريکه از ارقام نمونه براي تحليل و استنباط (تخمين، پيشگويي يا ديگر نتيجه گيري هاي کلي) در مورد جامعه استفاده مينموديم در رابطه به عمليات نيز به عين شکل عمل مي نماييم. ولي مفهوم نمونه (سمپل) زمانيکه همراي يک عمليه واقع ميشود بگونة  متفاوت تعريف ميگردد. بخاطر بياوريد که يک جامعه عبارت از ست واحد هاي موجود بوده و نمونه (سمپل) ست فرعي واحد هاي مذکور مي باشد.

هرچند در مورد عمليات مفهوم ست واحد هاي موجود صدق نمينمايد. عمليات, حاصل (Output) خويش را به مرور زمان يکي پس از ديگري بوجود مي آورند. بطور مثال يک خط مونتاژ اوتومبيل در هر چهار دقيقه يک واسطه نقليه کار تمام را توليد مي نمايد. ما در ذيل نمونه را بر پايه عمليه  تعريف مي نماييم:



[1] Walt Disney

[2] Population

[3] Drive - Through Window

[4] Consns  of the population

+ نوشته شده در Fri 14 May 2010ساعت 14:35 توسط امید رحمی هروی و محمد یونس جامی |