انتقال منحنی تقاضا

در تعریف منحنی تقاضای یک کالا ٬ به جز قیمت سایر عوامل موثر بر قیمت ثابت در نظر گرفته شده‏اند.این عوامل شامل :تعداد مصرف‏کنندگان در بازار ٬ سلیقه آنان ٬ درآمد آنان و قیمت کالاهای جانشین و مکمل آنها.در صورتی که یکی از این عوامل تغییر کند منحنی تقاضا جابجا می‏شود.مثلا اگر سلیقه مصرف‏کنندگان در استفاده بیشتر از این کالا برانگیخته شود و یا اگر درآمد پولی آنان افزایش یابد یا اگر قیمت کالاهای مکمل افزایش و کالاهای جانشین کاهش یابد ٬ منحنی به سمت راست و بالا جابجا می‏شود و بلعکس.در این صورت قیمت و مقدار تعادلی آن کالا نیز افزایش می‏یابد.

تورم (به انگلیسی: Inflation) از نظر علم اقتصاد اشاره به افزایش سطح عمومی تولید پول، در آمدهای پولی و یا قیمت است. تورم عموماً به معنی افزایش غیرمتناسب سطح عمومی قیمت در نظر گرفته می‌شود.[۱] تورم، روند فزآينده و نا‌منظم افزايش قيمت‌ها در اقتصاد است. هر چند طبق تئوري‌هاي مختلف، تعاريف متفاوتي از تورم صورت مي‌گيرد، اما، تمامي آنها به روند فزآينده و نامنظم افزايش در قيمت‌ها اشاره دارند. مفهوم امروزی تورم، در قرن نوزدهم ميلادي متداول شد. قبل از آن، مفهوم ديگري از تورم وجود داشت که جهت نشان دادن افزايش حجم اسکناس‌های غيرقابل تبديل به طلا به کار برده می‌شد.

نرخ تورم برابر است با تغییر در یک شاخص قیمت که معمولا شاخص قیمت مصرف کننده است

تعریف

زماني كه اقتصاددانان درباره تورم صحبت می‌كنند، به رشد سطح عمومی قیمت‌ها اشاره دارند؛ تورم يعنی باید براي خرید كالاها و خدمات، پول بیشتری پرداخت شود.[۲]

پاره‌اي ديگر از تعاريف، تورم را سیر تراکمی افزایش قیمت‌ها و برگشت ناپذیری آن تعريف کرده‌اند. صاحب‌نظران ديگري همچون ريمون بار، ژان مارشال و گونار ميردال تورم را افزايش زياد و مداوم قيمت‌ها تعريف کرده‌اند. اگر رشد دستمزدها با رشد بهره‌وري در اقتصاد يکسان باشد، تورم به وجود نخواهد آمد. به عبارت ديگر، تورم را کاهش ارزش مستمر پول تعريف مي‌کنند.

ریشه‌های تورم

دیدگاه کینز دو دلیل عمده برای تورم ذکر می‌کند: کاهش عرضه کل و یا افزایش تقاضای کل. دیدگاه پول‌گرایان[۳] رشد عرضه پول مازاد بر رشد اقتصادی را عمده‌ترین دلیل تورم می‌داند. به عبارت دیگر، تورم، تناسب نداشتن حجم پول در گردش، با عرضهٔ خدمات و کالاهاست. تقریبا تمام اقتصاددانان بر این نکته توافق دارند که تورم پایدار و درازمدت، ریشه‌ای جز عرضهٔ پول و افزایش نقدینگی ندارد. هر چه میزان تورم بیش‌تر شود، قدرت خرید یک واحد پول کم‌تر می‌گردد.

پيامدهاي تورم

تورم از جمله پدیده‌هایی است كه می‌تواند آثار و تبعاتی مثبت و منفي به دنبال داشته باشد و مهمترين اثر آن توزيعي است به نحوي كه به نفع گروه‌های پردرآمد و به ضرر گروه‌های فقير و كم‌درآمد و حقوق‌بگير است. به عبارت ديگر تورم به افراد دارای درآمدهای پولی ثابت، ضرر مي‌زند و از قدرت خريد آنان می‌كاهد و در مقابل، به نفع اغلب كسانی تمام می‌شود كه درآمدهای پولی متغير دارند. گزارش مركز پژوهش‌هاي مجلس تصريح می‌کند: تورم همچنين هزينه‌های عمومی دولت را افزايش داده و در نتيجه دولت را مجبور به كسب درآمد بيش‌تر يا استقراض از بانك مركزی می‌کند كه در هر دو حالت ضربات جبران ناپذيری را به اقتصاد كشور وارد می‌كند. اين گزارش در ادامه به طرح راهكارهای مبارزه با تورم پرداخته و تاكيد می‌کند كه حل معضل تورم در كشور كار خيلي پيچيده‌ای نيست و كافي است ريشه‌های تورم، كه قابل شناسايی نیز هستند، به گونه‌ای از ميان برداشته شوند.

آثار سياسی و اجتماعي تورم

علاوه بر آثار اقتصادی، تورم بر ساختار اقتصاد و متغيرهای کلان اقتصادی تاثیرگذار است. تورم، در عصر حاضر، ابعاد اجتماعی و سياسی گسترده‌ای پيدا کرده است. دليل اين مسئله، ارتباط تنگاتنگ تورم با زندگی افراد جامعه است. علاوه بر آن، ثبات سياسی و اقتصادی يک کشور از طريق شاخص‌های متفاوتی سنجیده می‌شود که تورم از جمله آنهاست. شعار بسياری از نامزدهای رياست جمهوری در کشورهای در حال توسعه، کنترل و پايين آوردن روند رشد قيمت‌هاست. از اين‌رو، تورم را می‌توان كه يکي از پيچيده‌ترين، مهم‌ترين و حساس‌ترين مقولات اقتصادی و اجتماعی عصر حاضر دانست و بررسي و تحليل آن، می‌تواند نقش بسزايی در تحليل و تبيين مسائل اقتصادی داشته باشد